تبليغاتX

http://raze-cheshm.com

عشق@دوستی@صداقت@مهربانی@شعر و ... - غریب اشنا...
ما همه فانی و او پا بر جاست عشق را میگویم بی گمان عشق خداست

 ساقى كه خود تجلى مستانه مى‏كند

ما را خمار وارد ميخانه مى‏كند

بنيانگذار شيوه ليلائيان رضاست

كز دل جنون بسازد و ديوانه مى‏كند

صد بار اگر به دست كريمش طمع كنيم

باز از كرم نگاه رئوفانه مى‏كند

از شمع جمع جان فنا گشتگان عشق

ما را نگاه صبح تو پروانه مى‏كند

سلمان تو اگر نشدم چاره كن شوم

سلمانى‏ات كه موى تو را شانه مى‏كند

هرگاه نوكر تو نفس از جگر زند

دل در هواى شوق لقاى تو پر زند

ما را عبور غمزه معشوق مى‏كشد

عاشق هميشه تن به مسير خطر زند

يك جلوه از نگاه تو اى شمس مشرقين

هر صبح و شام طعنه به شمس و قمر زند

دست مرا به شاخه طوبى گره زنيد

چشم طمع دوباره به گندم فتاده است 

از مهربان نبود توقع به غير اين

راه رئوف باز به مردم فتاده است

جان را جمال جلوه جانان جلا دهد

ان دم كه ديده را به نگاهى صلا دهد

هركس كه دوست داشتنى‏تر شود به او

وى را به راه و رسم محبت بلا دهد

اى دل بگو كه ميكده حصن حصين ماست

ساقيست انكه باده لا با ولا دهد

مى‏خواست امتحان دل عاشقش كند

ورنه گداى ميكده را كى طلا دهد  

ما از ازل به ميكده مستيم تا ابد

سرمايه ولاى رضا سرنوشت ماست

بى روى او چو روى به بيت و جنان كنيم

جنت جحيم و كعبه همانا كنشت ماست

ما را گدايى سر كويت عبادت است

ديگر براى ما ره و رسم تو عادت است

اى دل دخيل پنجره معرفت ببند

انكس كه شد مقرب او با سعادت است

 طوبی..

دل در ره شوق حرمت کفتر خسته است
اي انکه درت محشر دل‏هاي شکسته است
بر کفش غلامان غمت اي شه خوبان
گرد دو جهان ناله عشاق نشسته است
تسليم رضا گرنه‏اي ، اي صيد وفادار
اي دل به کمند سر زلفين که بسته است
بر حالت پروانه خود گريه کن اي شمع
دکان دل سوخته تا صبح نبسته است
اي شاه کماندار دل زار عزيزي
در چله ابروي شما چله نشسته است

 کبوتر خسته

اي استان قدس تو تنها پناه من
بر خاک باد پيش تو روي سياه من
مي‏ايد از درون ضريحت شميم عشق
پيچيده در فضاي حرم سوز و اه من
چشمم به چلچراغ حريم تو روشن است
اي چلچراغ چشم تو خورشيد راه من
گلدسته‏ات منادي صوت اذان عشق
مانوس با غروب و زوال و پگاه من
مهر از فروغ گنبد پاکت گرفته وام
شمس الشموس هستي و نامت گواه من
هر صبحدم به شوق تو بيدار مي‏شوم
کافتد به بارگاه تو لختي نگاه من
اي غربت مجسم تاريخ اي امام
اي خاک پاي مرقد تو بوسه گاه من

شمیم عشق...

چندان که افزون مي‏خلد خار طلب در پاي من
هر دم گرانتر مي‏شود گام فلک پيماي من
بر مرکب شوقم سوار اي از کفم برده قرار
جاري است صدها جويبار ازچشم‏ خونپالاي‏ من
من بي‏خودم از خويشتن ، بشکسته‏ام زندان تن
دارد هواي ان چمن مرغ دل شيداي من
اي دولت بيدار من ، اي صولت سرشار من
اي شوکت بسيار من ، اي سيد و مولاي من
اي در حريم پاک تو ، بس سينه‏ها صد چاک تو
من جبهه ساي خاک تو ، اينست استغناي من
بي‏مهر تو بي‏روي تو ، بي‏گفت تو بي‏گوي تو
اي واي چشم‏ اي واي جان ، اي واي دل اي واي من
ايمان ز تو ايمان گرفت ، اسلام از تو جان گرفت
جز دامنت نتوان گرفت اينست فکر و راي من
مهر ولايت در کفت ، اوج هدايت رفرفت
شمس‏الشموسي در صفت ، لنگ از مديحت پاي‏ من
اي ايمن آمن رضا ، اي حجت ثامن رضا
اي ثامن ضامن رضا ، بنگر دل در واي من
اين دل به نورت زنده کن ، اين سينه را سوزنده کن
از نور حق تابنده کن پنهان من پيداي من
اي قبله امال جان ، اگاهي از احوال جان
لطفي نما بر حال جان ، اي هوي من اي هاي من


هوای چمن...

اي دل اهل معرفت ، عاشق و اشناي تو
چشم و چراغ دل ، خاک در سراي تو
جلوه نماي نور حق ، اينه جبين تو
راه گشاي کوي او، چهره دلگشاي تو
جامه به تن دريده جان ، تا به قدم در افتدت
خامه به سر دويده کان ، نقش زند ثناي تو
سدره منتهاي دل ، پايگه براق تو
کعبه سجدگاه جان ، درگه باصفاي تو
اي به رضاي حق شده ، راضي و خاک طوس را
قبله ديگري خدا ، ساخته با رضاي تو
قبله سر سپردگان ، قبله دلفروز تو
چشمه نور نه فلک ، گنبد عرش ساي تو
من شوم از غبار هم ، بر در تو زهي شرف
زانکه شود ميسرم ، بوسه گه رداي تو
گرچه نباشد اين سخن ، در خود مدح او چمن
قبطه به بحر مي‏برد ، طبع غزلسراي تو

قبله دیگر...


مريد و زائرت از هر نژاد است

خودش روز است و با شب در تضاد است

مگر شمس جمال تو که اين دل

به اين خورشيدها بي اعتماد است

براي ديدنت خورشيد را صبح

به دست اسمان ائينه داده است

به هر صورت که ايي مي پذيرم

دل از ائينه هاي بي سواد است

و هر بيتم بنامت هست مفهوم

غزلهايم تمامي مستزاد است

بدون ضرب ميرقصم به چرخش

خرابي مشرب هر گردباد است

طلب ناکرده چشمم اشک مي ريخت

همه گفتند اين اب مراد است

شدم پيغمبر تصوير و ديدم

برايم صحن ائينه معاد است

کسي فکر مسيح و نوح هم نيست

از اين ائينه ها اينجا زياد است

به ظاهر فرق دارد تاک و انگور

رضا در باطن عالم جواد است

به هويي خلق شد دنيا و عقبي

بناي عالم و ادم به باد است

 چرخ..

يکروز ، صبح زود ، ازل بود يا ابد

فرقي نمي کند ، سر اين راه نا بلد

پا کردم عقل را و بسي راه ، دور شد

نزديک بود گم کندم کفش بي خرد

يکروز ، صبح زود رسيدم که : السلام

يکروز ، صبح ، جاي صنم گفتم : الصمد

عيسي که نيستي پدر تو امام بود

اين بار چندم است که گهواره حرف زد ؟

اي اب نونهال که يک قطره ي شما

کافيست در شکستن اندام پير سد

تو ان ستاره اي که تمام منجمان

حتي نکرده اند شبي هم تو را رصد

نام تو چيست ؟ کودک موسي ؟ نه ؟ گــُل ؟ نه ؟ سيب ؟

جايت کجاست؟ باغچه ؟ گهواره ؟ يا سبد؟

دريا کنار مرقد تو موج ميزند

ماهي و پادشاهي تو حکم جزر و مـد

از يک شروع مي شوي و هفت مرتبه

در جلوه مي روي بشوي هشتمين عدد

هر کس که ميدهد به تو از دور يک سلام

وقت جواب ، مضربي از هشت مي شود

اينجا فقط توئي و توئي اين " توئي " چه خوب!

انجا منم ، منم ، منم و اين "منم " چه بد!

من قصد کرده ام بروم مشهد الرضا

من قصد کرده ام بروم يا علي مدد

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آبان1387ساعت 20:34  توسط علی گدا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من درد ترا زدست اسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم

نوشته های پیشین
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
آرشیو موضوعی
اتل متل یه بابا(غم یک درد)
شعر و غزل و متن
کادو ژانویه
بیاد مادر
ترفند ، اموزش ،نرم افزار
مذهبی و مناسبتها
عمومی
مولا علی
پیوندها
{تنها یاورم}
{از گذر گل تا دل... 2}
{از گذر گل تا دل... 1}
{خلوت دل}
{راز داران}
{عشق فراموش شده#صدف}
{نوشته های بیاد ماندنی}
{غصه دار تنها}
{دریا}
{دربدر هستی}
{بنام خالق عشق}
{پاییزان}
{گریه نمی کنم...}
{انتظار خورشید}
{تنها...}
{همسایه دیوار به دیوار}
{عشق فراموش شده#امید}
{دو عاشق#رضاومریم}
{مسافر دشت شقایق}
{من خدا را دوست دارم}
{سیب ابی}
{شبگرد}
{در انتظار...}
{حسرت}
{گمشده من}
{عشق الهی}
{منم تنهام}
{تنها در غربت}
{همراز دل}
{دیوونه عشق}
{فریاد سکوت}
{ستایشگر}
{اخرین نفر}
{محمد دهدار شاد باش و ...}
{بازی سر نوشت}
{دلی به دریا بزن}
{پروین}
{علم و ادب}
{عصاره جوانی}
{معشوق بی وفا}
{عشق و خنده}
{ناصریا...}
{یا تو یا هیچکس دیگه}
{یادداشتهای زهره}
{وصل ممکن نیست همیشه...}
{پرنیان}
{مادرم ، ارام جانم...}
{سفیر سیمرغ}
{ساز شکسته}
{می ناب}
{بیا تو}
{سر دفتر دلهای شکسته}
{خطابهء تدفین}
{پسر تنها}
{پرسه ها}
{چهره پنهان}
{شعر و ادبیات}
{عروسک}
{همهء احساس من...}
{عاشقانه ترین لحظات...}
{تنها یار من}
{بودن یا نبودن...}
{عشق؟؟!!!،شایدهمه چیز...}
{به نام او}
{اغاز کسی باش که پایان...}
{عشق واقعی خداست}
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

راز دل...

راز چشم...

Search Engine Optimization

ليست وبلاگ‌های به روز شده