تبليغاتX

http://raze-cheshm.com

عشق@دوستی@صداقت@مهربانی@شعر و ... - سکوت نخل..
ما همه فانی و او پا بر جاست عشق را میگویم بی گمان عشق خداست

 ديشب تمام پيرهنش را گريست نخل

اين طور عاشقانه عزادار كيست نخل؟

ديشب تمام پيرهنش ، برگ‏هاش را

انقدر گريه كرده كه انگار نيست نخل

امشب على نيامده با اه ، سمت چاه

ديگر براى ديدن بغضش نايست نخل !

ديگر براى امدنش منتظر نباش

شب‏هاى كوفه تا به ابد بى‏على ست نخل !

امشب سكوت مانده به جاى صداى او

با من بگو سكوت به معناى چيست نخل؟

تنها سكوت كرد و جواب مرا نداد

جاى جواب ، باز دوباره گريست نخل

نخل... 

کاش امشب باز باران ميگرفت

گريه ام راه نيستان ميگرفت

ماه کو تا بشنود درد مرا

چاه کو ان شاهد درد اشنا

اي علي سنگ صبور فاطمه

وارث قلب غيور فاطمه

چشمهايت اي طلوع دلنواز

تا ابد اي کاش مي تابيد باز

تا به کي بايد ز هجرانت سرود

شعر در وصف شهيدانت سرود

شيعيان من داغدار حيدرم

داغدار ان بهار پرپرم

بي علي ماييم و اندوهي مدام

روبروي ماست راهي ناتمام

بي علي دنيا ندارد اعتبار

واي بر ما واي بر اين روزگار

 ماه...


در ظلمت تنها شدنت ماه نبوده است

همپاى تو مهتاب شبانگاه نبوده است

اى ماه به ارامى از اين شمر گذشته !

جز شب ، كسى از راز تو اگاه نبوده است

اغوش كوير از دل درياى تو خالى است

انگار كسى تشنه‏تر از چاه نبوده است

انگار كه در سينه تاريخ به جز تو

ديوار دلى اين همه كوتاه نبوده است

ايينه‏تر از ابى و زنگاردلان هم

ديدند كه بر اينه ات اه نبوده است

ديدند كه تنهايى و حتى به خداوند

تشبيه تو و فاطمه بى‏راه نبوده است

چاه... 


چندى است تا با چاه ، خلوت مى‏كند مولا

از دردهاى خويش صحبت مى‏كند مولا

چندى است مولا مانده است و كوه غم‏هايش

شب‏هاى نخلستان و اهنگ قدم‏هايش

چندى است مولا همزبانى را نمى‏يابد

او شانه‏هاى مهربانى را نمى‏يابد

ديگر چرا بانگ سلام از در نمى‏ايد

ديگر به يارى مالك اشتر نمى‏ايد

كوفه است و خنجر در غلاف كينه پنهان است

شام است و بازار مسلمانى فروشان است

جايى كه هر جامى بگيرى سركه مى‏بينى

دريا دلى محبوس در يك بركه مى‏بينى

پيمان‏شكن‏ها فاتحان روز ميدانند

اوردگاه است و فقط منزل نشينانند

جايى كه ايمان در صف «الحكم للهى» است

نقل حديث بيشتر معيار اگاهى است

مولا اسير كوفه نامهربانى‏هاست

تنها صداى شهر ، «عرّ» نهروانى‏هاست

هر صبح در چشمانشان رنگ دغل دارند

هر شام يك بار دگر عزم جمل دارند

يك روز روى نيزه‏ها قران مى‏ اويزند

يك روز بر پيراهن عثمان مي اويزند

هر بار با يك شيوه او را خون به دل كردند

ابى كه امد از حرا در كوفه گل كردند

در كوفه چيزى از غدير خم نمى‏دانند

در كوفه تنها مرهم مولا يتيمانند

مولا شب اخر به پا مى‏خيزد از بستر

داد از شب اخر شب اخر شب اخر

مولا به راه افتاده نان اورده برخيزيد

قصد وداع با يتيمان كرده برخيزيد

اين اخرين شبگرد بيدار است مي ايد

نان اور امشب اخرين بار است مي ايد

در كوچه‏ها شمشيرهاى كين كمين كردند

تا بوده نامردان به مردان اين چنين كردند

اين كوچه‏ها مهتاب بارانند با مولا

ارامش ما قبل طوفانند با مولا

از حمد تا والناس را مرغان شبخوان هم

در چارده تحرير مى‏خوانند با مولا

انا اليه راجعون مى‏جوشد از هر سو

ايات رحمت رو به پايانند با مولا

اين قوم خواب الوده غير از نارفيقى‏ها

رفتار و كردارى نمى‏دانند با مولا

مسحور قران‏هاى روى نيزه‏ها هستند

پيراهن خونين عثمانند با مولا

شرح غدير و شام هجرت يادشان رفته است

هر چه محمد نهى كرد ، انند با مولا

در چلچراغ شام نه ، در شمع بيت المال

انصاف و داد و عدل تابانند با مولا

حالا كه دارد مى‏رود مسجد ملايك هم

فزت و رب الكعبه مى‏خوانند با مولا

مولا شب اخر به پا مى‏خيزد از بستر

داد از شب اخر شب اخر شب اخر

فرمود تا بر سفره ظرف شير نگذارند

مولا سحر مهمانى رنگين‏ترى دارند

مولاى من فرقِ به خون اغشته مى‏خواهد

شمشير با زهر جنون اغشته مى‏خواهد

مولايم از زخم حسد خوردن نمى‏ترسد

مولاى من از اين چنين مردن نمى‏ترسد

مى‏ايستد چون كوه و مى‏گيرد وضو مولا

داده است مردى را «به مولا!» ابرو مولا

از او در و ديوار خواهش كرد اما رفت

در جامه‏اش «در» چنگ زد برگرد اما رفت

تو مى‏روى و بر نمى‏گردى خدا يارت!

اشك ملايك را در اوردى خدا يارت

از روزهاى عيد زيباتر سراپايش

از لحظه‏هاى جنگ محكم‏تر قدم‏هايش

دارد در و ديوار مى‏گريد براى او

در صحن مسجد بانگ مى‏گيرد صداى او

برخيز بعد از اين نمك گير توام اى مرد

بيدار شو مشتاق شمشير توام اى مرد

لرزيد اركان زمين : تكبيره‏الاحرام

الله اكبر... اخرين تكبيره‏الاحرام

او را به سوى خويش خواند و كشته خود كرد

خون خدا محراب را اغشته خود كرد

+ نوشته شده در  جمعه 17 آبان1387ساعت 22:22  توسط علی گدا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من درد ترا زدست اسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم

نوشته های پیشین
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
آرشیو موضوعی
اتل متل یه بابا(غم یک درد)
شعر و غزل و متن
کادو ژانویه
بیاد مادر
ترفند ، اموزش ،نرم افزار
مذهبی و مناسبتها
عمومی
مولا علی
پیوندها
{تنها یاورم}
{از گذر گل تا دل... 2}
{از گذر گل تا دل... 1}
{خلوت دل}
{راز داران}
{عشق فراموش شده#صدف}
{نوشته های بیاد ماندنی}
{غصه دار تنها}
{دریا}
{دربدر هستی}
{بنام خالق عشق}
{پاییزان}
{گریه نمی کنم...}
{انتظار خورشید}
{تنها...}
{همسایه دیوار به دیوار}
{عشق فراموش شده#امید}
{دو عاشق#رضاومریم}
{مسافر دشت شقایق}
{من خدا را دوست دارم}
{سیب ابی}
{شبگرد}
{در انتظار...}
{حسرت}
{گمشده من}
{عشق الهی}
{منم تنهام}
{تنها در غربت}
{همراز دل}
{دیوونه عشق}
{فریاد سکوت}
{ستایشگر}
{اخرین نفر}
{محمد دهدار شاد باش و ...}
{بازی سر نوشت}
{دلی به دریا بزن}
{پروین}
{علم و ادب}
{عصاره جوانی}
{معشوق بی وفا}
{عشق و خنده}
{ناصریا...}
{یا تو یا هیچکس دیگه}
{یادداشتهای زهره}
{وصل ممکن نیست همیشه...}
{پرنیان}
{مادرم ، ارام جانم...}
{سفیر سیمرغ}
{ساز شکسته}
{می ناب}
{بیا تو}
{سر دفتر دلهای شکسته}
{خطابهء تدفین}
{پسر تنها}
{پرسه ها}
{چهره پنهان}
{شعر و ادبیات}
{عروسک}
{همهء احساس من...}
{عاشقانه ترین لحظات...}
{تنها یار من}
{بودن یا نبودن...}
{عشق؟؟!!!،شایدهمه چیز...}
{به نام او}
{اغاز کسی باش که پایان...}
{عشق واقعی خداست}
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

راز دل...

راز چشم...

Search Engine Optimization

ليست وبلاگ‌های به روز شده