تبليغاتX

http://raze-cheshm.com

عشق@دوستی@صداقت@مهربانی@شعر و ...
ما همه فانی و او پا بر جاست عشق را میگویم بی گمان عشق خداست

پل

تو فقط یه پل میخواستی که بری

من واست یه ارزوی خوب دارم

ارزومه که از من بی نام ونشون

اینه که تو خوش باشی

اینه که تو گل باشی

ارزوم اینه که تو لحظه هات دیگه هیچکسی واست مثل یه پل نشه

دیگه هیچکس مثل پل واسه تو خراب نشه

یه زندگی فدای تو شد

فدای لحظه های تو شد

پس بده عشقمو برم

بزار فراموشت کنم

دل من دیگه تو رو لایق عشق نمیدونه

دل من خسته شده نمیکشه نمیتونه

میخوام برم شاید بتونم تو خاطرات زنده بمونم

تو یه خوابی تمومش کن

بزار برم فراموشت کنم

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 دی1385ساعت 13:18  توسط علی گدا | 

                        بياد مادر


امروز ميخواهم از او بنويسم از مادر که با ارزشترين هديه خداوند است
اين از بي معرفتي من است که سالي چند روز به يادش ميافتم
تقديم به مادرم که هميشه نيازمند و گداي محبت او بودم مادري که زنجيرهاي رنج را ازپايم مي گشود و زخم نا کامي هايم را با راهنمائيش درمان ميکرد
جنت روي زمين وباغ رضوان مادر است
کفر ميگويم اگر چه دين و ايمان مادر است

چند روزه دلم گرفته حال خوشي ندارم دلم زود ميشکنه وقتي خورشيد غروب ميکنه
اشکهاي من طلوع ميکنه خيلي خسته ام
نميدانم چسان نالم چه گويم کدامين درد را از دل برون ريزم!
اوني که مادر نداره رفيق و همد م نداره
واسه همه درد و دلاش همين يه وبلاگو داره
يه بدي که ماها داريم ميدونين چيه؟
با رفتن همدمامون تازه دلا ادم ميشن همش بهونه ميگيرن
بايد يه چيزو بدونيم غم گذشته نخوريم
قدر اونهائي که داريم تا زنده هستن بدونيم
يه چيزي رو درس بگيريم تو لحظه هاي تنهائي خدا رو از ياد نبريم

کاشکي خدا رو ببينم
گويم گرفتي مادرم رو
مهرش کجا تو ديدي
قدرش کجا بداني
چون مادري نداري
ولي خدا که ديدني نيست...
خدا يعني غم ودرد
خدا يعني مي ناب
خدا يعني لب يار
خدايا...
چرا اشک مرا هرگز نمي بيني چرا بر ناله پر خواهشم پاسخ نمي گوئي چرا فرياد قلبم را ... چرا؟
گفتم مادر!گفت:جانم
گفتم درد دارم!گفت:بجانم
گفتم خسته ام!گفت:پريشانم
گفتم گرسنه ام!گفت:بخور نانم
گفتم کجا بخوابم!گفت:روي چشمانم
اما يه بار نگفتم مادر من خوبم شادم همش از درد گفتم واز رنج اي واي بر من

کاش خدا براي چند لحظه کوتاه فرصتي ميداد تا مادرمو ببينم
چقدر شيرينه کسي باشه که تنهائي هاتو براش بگي بگي از دردي که در دل داري ولي نهان ساخته اي
خدايا دلم اغوش گرم مادرو ميخواد که سرمو رو زانوهاش بذارمو گريه کنم خدايا کمکم کن
گر پادشاه عالمم باز گداي مادرم

هر وقت لباس مشکي به تن کسي ميبينم نا خود اگاه با خودم ميگم مگه چه اتفاقي افتاده
يادم مياد که سالهاست ديگه سايه مادر بالاي سرم نيست

یاد و خاطره اش را گرامی میداریم

مکان همیشه ثابت قطعه ۱۰۱ 

زمان ۲۳ دیماه همه سال
                                             

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 دی1385ساعت 23:11  توسط علی گدا | 

انان که علی را خدا پندارند

کفرش به کنار عجب خدائی دارندعید غدیر خم مبارک

اون اقائی که شبا رد میشد از کوچه ما کیسه بدوش کو

رد پای پر خراش بی خروش کو

اون اقای خرقه پوش کو

کجاست اون اقا که پینه های دستاش مرهم دلهای ما بود

نفس سبز نگاهش همیشه حلال مشکلهای ما بود

میشه یکبار دیگه سر بزنه به خونه ما

بگیره نشونی از غربت بی نشونه ما

موهای اقا سپیده جوونها کیسه رو از اقا بگیرید

قامت اقا خمیده

جوونها اقا بشین زنده کنین رسم جوونمردی رو امشب

یتیما منتظرن زنده کنین شیوه شبگردی رو امشب

یتیما پشت درای خونشون منتظر اقا نشستن

گوش بزنگ تق تق یه جفت صدای پا نشستن

حیدر کرار نیم خانه نشینم ولی

جان بفدای جگر سوخته ات یا علی

دستای پینه بسته علی بهمراه منه

خونه نشینی علی اتیش بجونم میزنه

تو کوله بار شعر من اسم قشنگه علیه

قافیه تنگ دلم از دل تنگ علیه

تو کوچه های غربتم نشونی از مولا میدن

اهل محل سلاممو جواب سر بالا میدن

بمن میگن علی کیه ؟

علی امام عاشقاس

بمن میگن علی چیه ؟

داغ دل شقایقاس

توی نجف یه خونه بود که دیوارهاش کاهگلی بود

اسم صحاب اون خونه مولای مردها علی بود

نصفه شبا بلند میشد یه کیسه داشت که بر میداشت

خرما و نون و خوردنی هر چی که داشت تو اون میذاشت

راهی کوچه ها میشد تا یتیما رو سیر کنه

تا سفره خالیشونو پر از نون و پنیر کنه

شب تا سحر پرسه میزد پس کوچه های کوفه رو

تا پر بارون بکنه باغهای بی شکوفه رو

عبادت علی مگه میتونه غیر از این باشه

باید مثل علی بشه هر کی که اهل دین باشه

بعد از علی کی میتونه محرم راز من باشه

درد دلم رو گوش کنه تا چاره ساز من باشه...

بجز از علی نباشد بجهان گره گشائی

طلب مدد از او کن چو رسد غم وبلائی

چو به کار خویش مانی در رحمت علی زن

بجز او بزخم دلها ننهد کسی دوائی

بشناختم خدا را که شناختم علی را

بخدا نبرده ئی پی اگر از علی جدائی

نظری ز لطف و رحمت بمن شکسته دل کن

که تو یار دردمندی و تو یار بینوائی

ز ولای او بزن دم که رها شوی ز هر غم

سر کوی او مکان کن بنگر که در کجائی

همه عمر همچو شهدی طلب مدد از او کن

که بجز علی نباشد بجهان گره گشائی

سخنان قصار امیرالمومنین

کسیکه در هوسرانی بکوشد از خودش کاسته است

هر که را قدرت مجازات بیشتر است عفو از او پسندیده تر است

نیکو کار زنده جاویدان است اگر چه در کوی خاموشانش جای دهند

اندیشه کن انگاه سخن گوی تا از لغزش بر کنار باشی

نیکو ترین عادات تفکر است وحکمت زاده تفکر

ثروت بسیار دلها را تیره وزدوده سازد و گناهان را پرورش دهد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1385ساعت 1:48  توسط علی گدا | 

نگاهت اسمانم بود و گم شد

دو چشمات سایبانم بود و گم شد

به زیر اسمان در سایه تو

جهان در دیدگانم بود و گم شد

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 دی1385ساعت 21:18  توسط علی گدا | 

سال نو میلادی

مبارک

یه کادو برای هموطنان اقلیت ایرانی

عاشقان هم میتونند ببینند و تو حس برن

اونهائی که سر ما خوردن از دیدن این کادو جدا خودداری کنند کادو ژانویه کلیک کن

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 دی1385ساعت 11:24  توسط علی گدا | 
تو ضعفي نداشتي.
من داشتم؛
من عاشق بودم

با جمعي دختر نشسته بوديم؛
مشتاقانه به من مي نگريستند.
با خاطر جمع نگاهي به ايشان کردم و گفتم :
در من کسي هست که نمي توان به او دل بست.

براي صداقت هيچ چيز موثرتر از ترس نيست

دنبال يه دوست با معرفت مي گردم.
بنابراين چشمامو باز مي کنم و مي پرم تو انبار کاه تا يه سوزن پيدا کنم.
با سختي زياد پيداش مي کنم؛ سفت نگهش مي دارم و از خوشحالي بالا و پايين مي پرم.
حالا که دستمو باز مي کنم؛
يه دست پر از خون مي بينم
با يه سوزن کج زنگ زده.

آخرين ابراز علاقه ام،
درست مثل آخرين تقلاهاي يک عنکبوت بود،
براي فرو نرفتن در چاهي که به رويش شلنگ گرفته بودي،
و زمزمه مي کردي،
«نمي دانم اين لعنتي از کجا وارد وان زندگيم شده.»

چقدر سفت شده پدال دوچرخه دونفره دوستي مان زير پايم.
حالا يا من خسته ام؛
يا شيب زياد شده.
شايد هم،
تو ديگر رکاب نمي زني.

ديدي که چگونه همان دخترک بند کفش گونه ام،
که قوت قلب پاي رفتنم بود،
لبخندي زد؛ باز کرد خود را زير پايم،
و واژگونم ساخت ؟

خوبها به کنار

چراغ قرمز را همه مي ايستند و نگاه مي کنند.
اين طبيعت چراغ سبز است
که باعث مي شود
با همه مهربانيش،
لحظه اي بيش نگاه نشود.

کلاس گذاشتي و پريدي اونور جوب کم عمق.
دو طرف جوب حرکت کرديم و هي به هم لبخند زديم؛
نمي دونستيم جوب همين طور داره عميق تر مي شه،
تا جايي که حالا هيچ کدوم عضو مربوطه اش رو نداريم که بپريم اونور

کتاب مثل دوست نيست؛ دوست مثل کتابه.
جذب طرح روي جلدم شد،
منو تا وسطا خوند،
لام يه نشون کتاب گذاشت،
و ديگه برنگشت.

احساس مي کنم زندگي ام مثل يه چراغ قرمز سه زمانه شده.
که 150 ثانيه قرمزه،
و 15 ثانيه سبز.
تازه بعضي موقع ها قرمزش رو 0 وامي ايسته.
ايرادي نداره؛ ما خوشيم به همون 15 ثانيه.

مي گفت تو منو از غصه نجات ميدي؛
حالا که ديگه غصه اي نداره نقش من هر روز بي خاصيت تر مي شه؛
درست مثل بي خاصيتي همين جمعه ها که افتادن وسط تعطيلات

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 دی1385ساعت 1:57  توسط علی گدا | 

عید قربان مبارک

تاریخچه عید قربان

عيد قربان ريشه در دوران ماقبل تاريخ بشر دارد. انسان اوليه که از فهم طبيعت عاجز است، براي به دست اوردن ترحم خدايان دست به قرباني کردن حيوانات و انسان ها ميزند. اين رسم نزد همه ملل و اديان به اسامي مختلف موجود بوده است. اين سنت طولاني بشري در اسلام نيز پذيرفته شده است.

در روايات مختلف ديني آمده است که ابراهيم در سن بالا داراي فرزندي شد که او را اسماعيل نام نهاد و برايش بسيار عزيز و گرامي بود. اما مدتها بعد، هنگامي که اسماعيل به سنين نوجواني رسيده بود، فرمان الهي چندين بار در خواب به ابراهيم نازل شد و بدون ذکر هيچ دليلي به او دستور داده شد تا اسماعيل را قرباني کند.

او پس از کشمکشهاي فراوان دروني، در نهايت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر ميروند و ابراهيم آماده سر بريدن فرزند محبوب خود مي‌شود. اما به هنگام انجام قرباني اسماعيل خداوند که او را سربلند در امتحان مي‌‌يابد، گوسفندي را براي انجام ذبح به نزد ابراهيم مي‌‌فرستد.

اين ايثار و عشق پيامبر به انجام "فرمان خدا"، فريضه‌اي براي حجاج مي‌‌گردد تا در اين روز قرباني کنند و از اين طريق براي يتيمان و تهيدستان خوراکي فراهم سازند. دراين روز همچنين مستحب است که نماز عيد قربان برپا گردد. نماز عيد قربان بايد در فاصله زماني طلوع آفتاب روز عيد تا ظهر خوانده شود و شامل دو رکعت است.

+ نوشته شده در  شنبه 9 دی1385ساعت 17:26  توسط علی گدا | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 دی1385ساعت 23:29  توسط علی گدا | 

بازی............

تو چشم گذاشتی!

من قایم شدم!

تو یکی دیگه رو پیدا کردی............

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 دی1385ساعت 19:36  توسط علی گدا | 

کافه علی گدا (۲)

اجزای پیاله که در هم پیوست

بشکستن ان روا نمی دارد مست

چندین سرو پای نازنین از سر دست

بر مهر که پیوست و بنام که شکست

من می ز بهر تنگدستی نخورم

یا از غم رسوائی و مستی نخورم

من می ز برای خوشدلی میخوردم

اکنون که تو بر دلم نشستی نخورم

برخیز بتا بیار بهر دل ما

حل کن بجمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم

زان پیش که کوزه ها کنند از گل ما

برخیز زخواب تا شرابی بخوریم

زان پیش که از زمانه تابی بخوریم

کاین چرخ ستیزه رو ناگه روزی

چندان ندهد امان که ابی بخوریم

 

ادامه دارد............

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 دی1385ساعت 21:26  توسط علی گدا | 
نیمه شب اواره وبی حس وحال

در سرم سودای جامی بی زوال

پرسه ای اغاز کردم در خیال

دل بیاد اورد ایام وصال

وای از ان شب زنده داری تا سحر

وای از ان عمری که با او شد بسر

مست او بودم ز دنیا بیخبر

دم بدم این عشق می شد بیشتر

ا ه  ه  ه  ه! !  روزگار

روزگار اماوفا با ما نداشت

طاقت خوشبختی ما را نداشت

پیش پای عشق ما سنگی گذاشت

بی گمان از مرگ ما پروا نداشت

اخر این قصه هجران بود و بس

حسرت و رنج فراوان بود وبس

با من دیوانه پیمان ساده بست

ساده هم ان عهد و پیمان را شکست

بی خبر پیمان یاری را گسست

این خبر نا گاه پشتم را شکست

ان کبوتر عاقبت از بند رست

رفت و با دلدار دیگر عهد بست

بخت بد بین وصل او قسمت نشد

این گدا مشمول ان رحمت نشد

از غمش با دود و دم همدم شدم

باده نوش غصه او من شدم

مست و مخمور و خراب از غم شدم

ذره ذره اب گشتم کم شدم

اخر اتش زد دل دیوانه را

سوخت بی پروا پر پروانه را

عشق من از من گذشتی خوش گذر

بعد از این حتی تو اسمم را نبر

اخر این یکبار از من بشنو پند

بر من و بر روزگارم دل مبند

عاشقی را دیر فهمیدی چه سود

عشق دیرین گسسته تارو پود

گر چه اب رفته بار اید به رود

ماهی بیچاره اما مرده بود

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 دی1385ساعت 23:10  توسط علی گدا | 

کافه علی گدا ( ۱)

 گویند روزی خیام مشغول نوشیدن شراب بود که ناگهان کوزه شرابش شکست و ریخت و خیام از می خوردن باز ماند پس این رباعی را سرود:

ابریق می مرا شکستی ربی

بر من در عیش را ببستی ربی

من می خورم و تو میکنی بد مستی

خاکم بدهن مگر که مستی ربی

چون این سخن کفر امیز را گفت فورا به کیفرش رسید و رویش سیاه شد پس این رباعی دیگر را ساخت:

نا کرده گناه در جهان کیست بگو

انکس که گنه نکرد چون زیست بگو

من بد کنم و تو بد مکافات دهی

پس فرق میان من و تو چیست بگو

و چون این قسم اعتذار کرد خداوند او را بخشید و رویش دوباره سفید شد

ادامه دارد............

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1385ساعت 22:2  توسط علی گدا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من درد ترا زدست اسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم

نوشته های پیشین
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
آرشیو موضوعی
اتل متل یه بابا(غم یک درد)
شعر و غزل و متن
کادو ژانویه
بیاد مادر
ترفند ، اموزش ،نرم افزار
مذهبی و مناسبتها
عمومی
مولا علی
پیوندها
{تنها یاورم}
{از گذر گل تا دل... 2}
{از گذر گل تا دل... 1}
{خلوت دل}
{راز داران}
{عشق فراموش شده#صدف}
{نوشته های بیاد ماندنی}
{غصه دار تنها}
{دریا}
{دربدر هستی}
{بنام خالق عشق}
{پاییزان}
{گریه نمی کنم...}
{انتظار خورشید}
{تنها...}
{همسایه دیوار به دیوار}
{عشق فراموش شده#امید}
{دو عاشق#رضاومریم}
{مسافر دشت شقایق}
{من خدا را دوست دارم}
{سیب ابی}
{شبگرد}
{در انتظار...}
{حسرت}
{گمشده من}
{عشق الهی}
{منم تنهام}
{تنها در غربت}
{همراز دل}
{دیوونه عشق}
{فریاد سکوت}
{ستایشگر}
{اخرین نفر}
{محمد دهدار شاد باش و ...}
{بازی سر نوشت}
{دلی به دریا بزن}
{پروین}
{علم و ادب}
{عصاره جوانی}
{معشوق بی وفا}
{عشق و خنده}
{ناصریا...}
{یا تو یا هیچکس دیگه}
{یادداشتهای زهره}
{وصل ممکن نیست همیشه...}
{پرنیان}
{مادرم ، ارام جانم...}
{سفیر سیمرغ}
{ساز شکسته}
{می ناب}
{بیا تو}
{سر دفتر دلهای شکسته}
{خطابهء تدفین}
{پسر تنها}
{پرسه ها}
{چهره پنهان}
{شعر و ادبیات}
{عروسک}
{همهء احساس من...}
{عاشقانه ترین لحظات...}
{تنها یار من}
{بودن یا نبودن...}
{عشق؟؟!!!،شایدهمه چیز...}
{به نام او}
{اغاز کسی باش که پایان...}
{عشق واقعی خداست}
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

راز دل...

راز چشم...

Search Engine Optimization

ليست وبلاگ‌های به روز شده